روزهاي زندگي
بر روی لینک زیر کلیک کرده تا وارد وبلاگ جدیدم شوید خداحافظ حالتون خوبه.... اوروز پستم درمورد باران كوثري هستش .واااي كه چقدر دوستش دارم.ازتهدل عاشقشم.به نظر من بارانم بهترين بازيگر دنياس. بچه ها اگه درموردش اطلاعات جديدي دارين به من بگينا.باشه. اين روزا يه شايعه شنيدم .اونم از كي.همراز به خواهرم گفته كه باران با پورياپورسرخ ازدواج كرده.راستش نمي دونم دروغه يا نه اگه شما خبري دارين به من بگين.البته تو فاميل به من مي گن شبيه پوريا هستم ولي من اصلا شباهتي بين اون و خودم نمي بينم. اين روزا دنبال فيلماي روز سوم و خون بازي هستم . نمي دونم كه چرا پيداشون نمي كنم.ولي فيلماي ديگشو ديدم. بيشتر از همه از دايره زنگي و خوابگاه دختران رو دوس دارم. كاش مي شد يه بار از نزديك باران جونم رو ببينم.اگه شما ايميلي ازش دارين به من خبر بديد تا باهاش ارتباط داشته باشم. امروز مي خوام چند تا عكس ازش نشون بدم.فكر كنم تو كامپيوترم 100تا عكس ازش دارم. باااااااااي. اين فيلمه دايره زنگي هستش... راستي مي گن خودشم طرفدارمهدي كروبي تو انتخابات بود .عكساشو ببينيد. 20 نكته در مورد عشق 1- بزرگ ترين عشق ها تنها در سكوت وازراه برقراري تماس چشم ها شكل مي گيرند ...! 2- عشق انتخاب ما نيست ، بلكه در سرنوشت ماست. 3- زنان از راه گوش هايشان عاشق مي شوند و مردان از طريق چشم هايشان. 4- بهتر است عاشق شويد و در عشقتان شكست بخوريد تا اين كه هرگز عاشق نشويد ... 5- اگر به دنبال دوستي كه هيچ نوع ايرادي ندارد بگرديم ، هرگز با كسي آشنا نخواهيم شد ... 6- هرگز نمي توانيد باوركنيد كه ممكن است عشقي كه در دل شما شكل مي گيرد، روزي خيلي بيش تر ازحد باورتان باشد ...! 8- يك كلمه وجود دارد كه شانه هاي ما را از سنگيني و درد هاي زندگي نجات مي دهد: آن لغت عشق است 9- كساني كه عميقا به هم عشق مي ورزند ، هرگز پير نخواهند شد... 10- مردها همه دوست دارند نخستين عشق زن ها باشند ، در حالي كه زن ها مي خواهند آخرين عشق مردان باشند ... !!!! 11- عشق تنها چيزي است كه هيچ قدرتي نمي تواند به آن فرمان دهد وبا پول هم نمي توان آن را خريد. 12- براي نوشتن يك نامه ي عاشقانه ، بايد بدون اين كه از پيش بدانيد چه مي خواهيد بنويسيد شروع كرده و بدون اين كه بدانيد چه نوشته ايد نامه تان را به پايان برسانيد... 13- كاخي كه در آن عشق جايي نداشته باشد ، كلبه اي محقر و ناچيز بيش نيست ، اما وقتي در كلبه ي محقري عشق وارد مي شود ،آن را به قصر پر روح و هيجاني تبديل مي كند... 14- عشق كور نيست، بلكه چشم دل را نيز باز مي كند ... اما چون بيش تر مي بيند مشتاق است كه كم تر متوجه بشود ...! 15- عشق درست مثل جيوه در كف انسان است ... اگر انگشتانتان را مشت كنيد كف دستتان مي ماند. اگر دستتان را باز كنيد ، ناگهان از دستتان سر مي خورد و مي ريزد... 16- يك عاشق بزرگ كسي است كه هرگز قلب ساده و بي آلايشي را از دست ندهد...! 17- عشق بر دل ها سلطه نمي كند ، عشق با دل ها رشد مي كند... 18- در زندگي هيچ چيز مانند عشق انسان را به اوج نمي رساند... 19- بوسيدن حلقه اي دوست داشتني و زيباست كه توسط طبيعت طراحي شده تا زماني كه زبان از بيان محبت عاجز مي گردد و واژه ها بيان كننده احساس نيستند ، جانشين كلام شود... 20- و اين مهم را بدانيد كه جدايي هرگز حريف خاطره ها نمي شود. پس خالق خاطرات زيبايي براي هم باشيد... موفق باشيد.... رفتی و عین خیالتم نبود ولی من بی تو شکستم به خدا تو که بهترازهمه دونستی من توی دل سپردن از همه سرم نمی بخشمت چرا نیومدی وقتی فهمیدی که من در به درم باباخوش به حال تو که نه می گی خیلی راحت به دو چشم ترم ولی من هرکاری کردم عزیزم نتونستم تو رو از یاد ببرم تیکه و پاره شده دلم ولی توی قلب تو نیفتاده یه خال شاید از اینه که عاشق نبودی هی دروغ گفتی به من این همه سال پشت سکوت چشمات چی مخفی کردی عاشق نزار بمونه پنهون راز گل شقایق چرا نگام می کردی اگه دوستم نداشتی دزدیدی قلبو بردی رفتی و جام گذاشتی هیچ می دونی که قلبم بی تو چه بی قراره بی اعتنایی تو اشکمو درمیاره چقدرباید بمونم پای تو و نگاهت آتیش زده به جونم چشای بی گناهت شب بخیر دوستانم.... سلام امروز واستون چند تا عکس گذاشتم. ببینید: این عکس دوران کودکی من هستش. این عکس پسرخاله من رضا هستش . خیلی دوستش دارم. این هم عکس خودمه که البته وقتی از بسیج به اردو رفته بودیم گرفته شده. اینم خودم هستم. . . . بالاخره امروز امتحانات ترم دانشگاه هم تموم شد و ما هم تونستیم یه نفس راحت بکشیم. البته امتحانا زیادم سخت نبودن .ولی دیگه بایدخودموواسه ترم چهار آماده کنم. ترمی که بعد از اون دیگه معلم میشمو قراره به کوچولوهای ابتدایی درس بگم. فعلا بایییییییییی. من دراین شهرغریب چه کسی رادارم؟ چه کسی همدم و همراز من است؟ چه کسی باغم من دمساز است؟ غم من غربت وتنهایی نیست غصه بی سروسامانی نیست غم عشقی است که درخیزش یک طوفان ناگهان ویران شد غم من مثل غم کوچ پرستوی بهار مثل دلتنگی یک غنچه پاییز زده غم بی هم کسی و فردایی است چه کسی در غم تنهایی من قطره ای اشک از دیده فشاند؟ یاکه درسوگ سیه روزی من لحظه ای بامن بود؟ آه از بی سروسامانی من آه از بی کسی و دلتنگی آه از مرگ گل یاس سپید آه ازدیده بارانی من آه از کوچه غرببانه عشق آه از باغ تهی از گل و آواز نسیم آه از فصل غم آلودخزان آه از داغ جگر سوز فراق وکسی نیست که در اوج پریشانی من بامن غم زده همراه شود تاازاین وادی پاییززده تابه جایی که گل عاطفه ها روئیده است همراهش کوچ کنم ..... از آن گاه که تو را دیده ام باگوش جان در شب های بسیارسرودبی پایان عشق را شنیده ام.جهان جهانی دیگر شده وزمانه نشانه های دیگری از چهره های دل انگیزش را به من نموده. دمی نیست که فارغ از خیالت باشم وشبی نمیگذردکه نهال عشقت راباسرشک در چمنزار دلم بارورنسازم. شادم از اینکه جوانه ای ازامیددرزندگیم آشکار شده وبلبل نغمه سرای محبت برفرازکاشانه ام لانه کرده. اینک جز غم هجران رنجی ندارم وجزشهد لبت گنجی آرزو ننمایم.تو برای منی که قبل از این کلافی پیچیده و بی ترتیب بودم .فرشته نجات شدی وبرای دلم که تشنه ما ء محبت بود آب حیات گردیدی. آنقدردوستت دارم که در مقابل لهیب جان گداز فراق بردبارم .به حدی می خواهمت که اگردستای افلاک به هم آویزند تا خردلی ازعشق تو را بکاهند امکانی برآن متصور نمی توان بود. در راه وصال تو سراز پای نمی شناسم ووفای تو رابه قیمت تمام ذرات وجودم خریدارم وازجورزمانه باکی ندارم .تازمانی که مرگ بر آشیانه مرغ روحم دست یابد محبت تورا دردل وجان نگه خواهم داشت. هم اکنون که به تو فکر می کنم واین جملات نارسا را برای تو مینویسم حالتی عجیب دارم.آری همچون آن بلبلی که با قلب کوچکش برای رضای دل معشوقش ترانه سر میدهد و نغمه محبت ساز می کند ولی ازدل مشکل پسنداو میهراسد و نگران است که شاید آوازش مقبول نیفتدو رازش منفور گردد. نه برای زیبایی تو انتهایی میبینم ونه عشق پاک خودراکرانه ای میابم. تمام غم های من با تبسمی که برلب های شیرین تو نقش میبندد از میان میرود و تمام نشاط زندگی من با کوچک ترین گرد غمی که برسیمای جذاب تو مینشیند محو میشود .دمی نیست که فارغ از یادت باشم وشبی نیست که غرق در خیال وخوابت نگردم. نمیدانم چگونه بگویم که چقدر دوستت دارم و نمی توانم چگونه بیان کنم که تا چه میزان محبت تو در تاروپود وجودم ریشه دوانیده. آرزو دارم زندگیم در ساعتی کوتاه شود وتمام لحظات آن ساعت را کنار تو باشم وآرزودارم که همیشه درخواب باشم تاتوبازیبایی خیرگی بخش خود در رویای من خود نمایی کنی. هیچ گاه قدرتی قادر نخواهد بودکه عشق تورا از قلب من در هیچ زمان از میان ببرد. از بچگی عاشقت بودم وتاابد هم عاشقت خواهم ماند همراز عزیزم.خیلی دوستت دارم. بی تو فرش کوچه های بارانی ست
لطفا از این به بعد به وبلاگ جدیدم سر بزنید



![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
معشوقه قشنگم
ای به رنگ اشک های گرم شمع ای چنان لبخند میخک ها نجیب
ای دوای درد دلهای اسیر ای نگاهت مرهم زخم بهار
ای عبور تو غروب آرزو ای ز شبنم های رویا یادگار
کوچه دل با تو زیبا میشود
تو شفا بخش نگاه عاشقی
مهربانی نازننی مثل عشق
با تمام شاپرک ها صادق ی
چشم هایت مثل رنگین کمان دست هایت باغ پک نسترن
قلب اقیانوسی از شوق و نگاه با دلت پروانه شد احساس من
قلب من یک جاده تاریک بود
با تو قلبم کلبه پیوند شد
اشک هایم مثل نیلوفر شکفت
حاصلش یک آسمان لبخند شد
مرز ما گلدانی از احساس شد
تو گلدان پیچکی از عاطفه
تو شدی راز شکفتن
من شدم برگ سبز و کوچکی از عاطفه
ای تماشای تو یک حس لطیف
بی تو صد نیلوفر عاشق هنوز
در حصار عاشقی زندانی ست
قلب من تقدیم چشمان تو شد
عشق یعنی تا ابد آبی شدن
عشق یعنی لحظه ای بارانی و
لحظه ای شفاف و مهتابی شدن
عشق یعنی لذت یک آرزو
عشق یعنی یک بلای ماندگار
عشق یعنی هدیه ای از آسمان
عشق یعنی یک صفای سازگار
عشق یعنی با وجود زندگی دور از آداب مردم زیستن
عشق یعنی لحظه ای خندیدن و
سال ها اشک ندامت ریختن
عشق یعنی زنگ تکرار نگاه
عشق یعنی لحظه ای زیبا شدن
عشق یعنی قطره بودن سوختن
عشق یعنی راهی دریا شدن
هر چه هست این عشق صد ها قلب صاف
با حضورش آبی و بی کینه است
عشق یعنی سبز بودن تا ابد
عشق رنگ نقره اینه است
تو گل گلدان قلب من شدی
عشق شد یک برگ از گلدان تو
در بهار آرزوها می دهد
میوه های عاطفه چشمان تو
چشمهایم باز بارانی شدند
قلبم اما گشت دریای ز عشق
دل گذشت از کوچه های خاطره
ر.ح شد مضمون و معنایی ز عشق
باید از آرامش دل ها گذشت
شادمان چون لحظه دیدار شد
بهترین تسکین دل این جمله است
باید از پیوند تو سرشار شد شعر: مریم حیدر زاده
| :قالبساز: :بهاربیست: |






